سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

باغ وحش ارم

جمعه 11 بهمن ماه 1392 من و بابایی تصمیم گرفتیم که شما گل پسر و ببریم باغ وحش ارم. این بود که صبح از خونه راه افتادیم و صبحانه رو هم بیرون خوردیم و بعد هم رفتیم باغ وحش و شما کلی حیوانات مختلف را دیدی که خیلی خوشت اومده بود. اینقدر اونجا برات جالب بود و خسته شده بودی که توی ماشین خوابت برد . سام بعد یک روز باغ وحش گردی حسابی خسته شده و داره خواب حیونای نازو می‌بینه:) خواب می بینه که همه حیوونا آزادن و توی قفس نیستند . خواب می بینه که همه حیونا خوشحالند.       ...
13 بهمن 1392

کیدز کلاب و باشگاه انقلاب

گل پسر قشنگم مدتی بود که می‌خواستم شمارو ببرم یک خانه کودک و اسبب بازی تا کلی بازی کنی و کلی شیطونی اما هی نمی شد تا اینکه بچه‌های کلوپ نی نی سایت که همه هم سن شما هستن با ماماناشون رفتن کیدز کلاپ باشگاه انقلاب و من نتونستم باهاشون برم اونا خیلی از اونجا تعریف کردن و منم که خیلی از باشگاه انقلاب خوشم می‌اومد و سالها عضوش بودم تصمیم گرفتم که شما رو ببرم این بود که با خاله زینب برنامه ریزی کردیم و قرار شد که شما و احسان و آرمان رو ببریم کیدز کلاپ . روز پنجشنبه هفته گذشته ١٠ بهمن خاله زینب و احسان و آرمان اومدن دنبالمون و همه با هم رفتیم اونجا. خیلی به شما خوش گذشت کلی بازی کردی اونجا کلی اسباب بازی‌های مختلف برای همه سنی بو...
13 بهمن 1392

ترین

کاش وقتی بچه هامون میرن مدرسه بهشون بگیم  :  عزیزم من نمی خوام تو بهترین باشی من فقط می خوام تو خوشبخت باشی اصلا مهم نیست همیشه نمره هاتو 20 بگیری جای 20 می تونی 16 بگیری اما از دوران مدرسه و کودکیت لذت ببر . از "ترین" پرهیز کن خوشبختی جایی هست که خودت رو با کسی مقایسه نکنی حتی نخواه خوشبخت ترین باشی بخواه که خوشبخت باشی و برای این خواستت تلاش کن همین .................... من فکر میکنم از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت.. از 19/75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود .. از رانندگی با پراید لذت نبردیم چون ماشینای مدل بالاتری تو خیابون بود ...
5 بهمن 1392

گل پسرم بیست ماهه شد

عشقم امروز دقیقا بیست ماهه که خداوند مهربون شما رو به ما داده و کلی دنیامونو عوض کرده. عشقم ببخش اگه دیر برات نوشتم. این چند وقت کلی اتفاق افتاده که باید تند تند برات اینجا بنویسم. اولیش اینه که پسر دایی شدی ، عمه سارا روز پنجشنبه هفته پیش 26 دی ماه 1392 یک دختر عمه نانازی به نام تسنیم دنیا آورده. امیدوارم که این نی نی زیر سایه مامان و بابای مهربونش خوشبخت و شاد بزرگ بشه . ما هم روز پنجشنبه هفته گذشته رفتیم مشهد و روز شنبه آخر شب برگشتیم تهران و به شما هم کلی خوش گذشت. دیروز هم عید بود و ما رفتیم خونه خاله بشی (خاله من) و عید دیدنی کردیم و شما هم عمو سپهر (پسر خاله من) رو دیدی و کلی اونجا بازی کردی وخوش گذروندی. این چند وقت گذشته کلی شیط...
30 دی 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد